چه شوري در سرم دارم كه عشقش در دل من جاريست ،
پراز احساسم از یادش ، وجودش در دل شب باقیست،
حس زیبایی او طعنه به دریا میزند،
رنگ چشم دلبر زیبا دلم را میبرد ،
این دل چه شیدا میشود .
از دست دل دار...
عشق پاکش بر سرم امد که دل دیوانه شد ،
دلبر شیرین سخن دلداراین دل خانه شد ،
یک باره صاحب خانه شد ،
وای از دل یار.
مشو از من دور، تویی دلدارم ،
تو آن رویایی ، که در دل دارم
تو عشقی ،
تو جانی ،
بمان تا
بمانم
بمانی

دیدگاه کاربران